تبليغاتX
جاده های شیشه ای!!!!!!!!

جاده های شیشه ای!!!!!!!!

. .•*.. ..*•. .•*... .•*.. ..*•. .•*..سلطان سکوت. .•*.. ..*•. .•*... .•*.. ..*•. .•*..

سلام به برو بچه های باحال و با معرفت

ممنون که با نظراتتون وبلاگ منوتنها نذاشتین

 

مدتیه سرم خیلی شلوغه شما ها منو ببخشین من میام ولی شما با نظراتون منو از تنهایی در بیارین

 

فقط یادتون باشه زندگی و آدماش ارزش غم و ناراحتی و ندارن

تا می تونین شاد باشین و بخندین

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت22:37توسط رهگذر | |

سلام به برو بچه های باحال و اهل حال

حال واحوالتون؟خوبین؟خوشین؟سلامتین؟چه خبرا؟

بااجازتون می خوام دفتر غم وببندم و یه خونه تکونی اساسی تو وبلاگم راه بندازم بزنیم تو فاز خنده

من به این نتیجه رسیدم که:

مگه آدم چقدر می خواد زندگی کنه و جوون بمونه ؟این دنیا ۲روزه رو فقط بایدعشق وحال کرد

هر کی هست بزنه قدش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت22:40توسط رهگذر | |

وای باران....

باران

شیشه ی پنجره را باران شست .

از دل من اما...

-- چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ...

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ...

می پرد مرغ نگاهم تا دور ...

پر مرغان نگاهم را شست

خواب رویای فراموشیهاست !

خواب را دریابم

که در آن دولت خاموشیهاست.

من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها میبینم

و ندایی که به من میگوید :

" گرچه شب تاریک است

دل قوی دار

سحر نزدیک است "

دل من در دل شب

خواب پروانه شدن میبیند

 

+نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت3:4توسط رهگذر | |

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم


من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم


حالم ، نه ، اصلا خوب نیست
....

تا بعد، بهتر می شود
....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم


من می پذیرم رفته ای


و بر نمی گردی همین
!

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم


کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست
!

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین می کنم

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت22:5توسط رهگذر | |

من به اندازه شب هاي زمستان تنها

و به اندازه ي يك ميوه ي تابستان سرد

و به اندازه يك روز بهاري نمناك

و به اندازه مرگم ساكت.....

لحظه ي مرگ چه زمان مي شكفد؟

چه كسي مي آيد كه بخواند با من شعر تنهايي من را با دل؟

و چه كسي مي فهمد من به اندازه ي پاييز سكوتم تلخ است؟

و چه كسي مي داند من گرفتار كدامين گنه خود شده ام؟

كه به مثل تنه ي خشك درخت داركوب ها به همسايگيم آمده اند

و مثل گنداب ته باغ وزغان مرثيه خوانم شده اند

چه كسي مي داند؟؟؟؟؟

من چرا در پي كرم شب تاب ام؟

من چرا در پي هر روشني چشم نواز كاسه به دست

به گدايي سر سوزني از نور شتابان رفتم؟؟

چه كسي مي فهمد؟

من همان آفتاب گردان حقيرم كه به هنگام طلوع

گردن افتاده خود را به اميد نگه داغ تو

در هر طرفي چرخاندم

تو نديدي تو نفهميدي ندانستي

تا كه بازت يابم

تا كه يك بار دگر قبل از مرگ

بپرستم همه ي روشنيت را با عشق

و بپرسم چه كسي مي داند لحظه ي مرگ چه زمان مي شكفد؟؟؟؟؟؟

چه کسی میداند

+نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت23:29توسط رهگذر | |

دليل اينکه آرومم اميد لمس دستاته             
                       همين لبخند پنهاني کنار لحن گيرا  ته
دليل اينکه تنهايي همين دستاي تنهامه
                       همين دنياي تاريکم همين ترديد چشمامه 

                            شبیه حس پژمردن دچارشک وبي رنگي 
                       من آرومم تو تنهايي حقيقت داره دلتنـــــــــــگي
                لالالا لالالا
 هنوزم ميشه عاشـــــــــــق شد هنوزم حال من خوبه
                       ببين دنيا پر از رنگه هنوزم عشــــــــــــق محبوبه
                لالالا لالالا
 تو دلگيري نمي دوني چه رويا يي به من دادي
                      اگه فکرمي کني سردم بـــــــــرو رد شو تـــــو آزادي
 نمي دوني چقدر سخته توپشت نبض ديواري
                         نمي دونم تو اين روزا چه احساسي به من داري
 نه اينکه سرد و مغرورم نه اينکه دور از احساسم
                       بذار دست دلم رو شه بذار رويـا رو بشناسم
تموم شهر خوابيدن من از فکر تـو بيدارم
                        يه روز مي فهمي از چشمـام چه احساسي به تو دارم
                      

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت3:42توسط رهگذر | |


 

 

پيداست هنوز شقايق نشدي ...

 زنداني زندان دقايق نشدي ...

 وقتي که مرا از دل خود مي راني ...

يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ...

زرد است که لبريز حقايق شده است ...

تلخ است که با درد موافق شده است ...

شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ...

 پاييز بهاريست که عاشق شده است .

+نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت21:53توسط رهگذر | |

 

گفتم سلام گفتي برو قلبم واست جا نداره


گفتم تو رو خدا نرو گفتي که فايده نداره


فکر نمي کردم که تو هم مثل غريبه ها بشي


دل تو هم سنگي بشه.. يه روز ازم جدا بشي


پا رو دلم گذاشتي فکر کردي که کي هستي


تو دل ما زياده........ عاشق راستي راستي


کي گفته که اگه بري پنجره مون بسته ميشه


دلم تو سينه ميميره... يه مرغ پر بسته ميشه


اينجوري هام نيست بخدا بهت نميگم که بمون


فقط اينو يادت باشه... که من بودم يه مهربون


حالا اينو خوب مي دونم تو خيلي بي وفا بودي


قلب تو با اون يکي بود تو هم واسش خدا بودي

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت14:11توسط رهگذر | |

گفت : مي خوام یه يادگاري بنويسم تا هميشه برات بمونه ...

گفتم : كجا؟

گفت : رو قلبت ...

گفتم : مي توني؟

گفت : آره زياد سخت نيست ...

گفتم : بنويس تا براي هميشه بمونه ...

يه خنجر برداشت ...

گفتم : اين چيه؟

گفت : هيسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس .

ساكت شدم  ...

گفتم:بنويس ديگه چرا معطلي ؟

خنجر رو برداشت و با قسوت تيز اون نوشت :

دوستت دارم ديوونه !!!

اون رفته خيلي وقته ... كجا ؟ نمي دونم .

اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت1:18توسط رهگذر | |

بر تن سجاده ی دیروز

         دو ركعت نماز عشق مانده است

كه تو نخوانده بودی.

          این سجاده تا ابد پهن است

                       رو به سوی قبله ی عشق

تا دست های رو به آسمانت بماند

               در یاد این قبیله ی عشق

بر تن سجاده ی دیروز

    حسرتی نهفته است

       حسرت اشك های تو

                  در پیچ در پیچ كوچه های دعا

حالا كه تو نیستی...

سجاده مانده است و تسبیح و مهر و... خدا

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت23:41توسط رهگذر | |

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
صفحه ذهن کبوتر آبي است
خواب گل مهتابي است

اي نهايت در تو، ابديت در تو
اي هميشه با من، تا هميشه بودن
باز کن چشمت را تا که گل باز شود
قصه زندگي آغاز شود
تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
تا دلم باز شود، تا دلم باز شود

دلم اينجا تنگ است، دلم اينجا سرد است
فصلها بي معني، آسمان بي رنگ است
سرد سرد است اينجا، باز کن پنجره را
باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا

اي هميشه آبي اي هميشه دريا
اي تمام خورشيد اي هميشه گرما
سرد سرد است اينجا باز کن پنجره را
اي هميشه روشن، بازکن چشم به من

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت23:38توسط رهگذر | |

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین می کنم

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت22:51توسط رهگذر | |

سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه می بخشد
به آن محراب پاکش آرزو کردن برایت:
خوب دیدن ، خوب بودن ، خوب ماندن را …

sahar gahan ke shabnam ayati az pak boodan ra be gol ha arze midaram
be an mehrabe pakash arezoo kardam barayat : khob didan , khob boodan , khob mandan ra…

.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست چون اون فقط وسوست میکنه که اونیو که داری از دست بدی

toye vitrine zendegi be aroosaki negah nakon ke male to nist
chon oon vaghat vasvasat mikone ke oonio ke dari az dast bedi
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف هرز و گل سرخ یکیست …

dar mehrbani hamchon baran bash ke dar tarannomash alafe harz va gole sorkh yekist . . .
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.

دل که رنجد از کسی . خورسند کردن مشکل است
شیشه بشکسته را . پیوند کردن مشکل است

del ke ranjad az kasi , khorsand kardan moshkel ast
shisheye beshkaste ra peyvand kardan moshkel ast

 

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت11:44توسط رهگذر | |

 

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني

**************

تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر

**************

به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد

**************

1)صميمانه به مردم اظهار علاقه کنيد تا شما را دوست بدارند. 2) اگر شخصي در قلب خود به رفيقش احساس علاقه نمود بايد به او بگويد و او را از علاقه خود مطلع سازد. 3)خوشرويي وتبسم کينه توزي را از بين مي برد

**************

در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم

**************

این چه امد نی است که بعد از تولد باید انتظا ر مرگ را کشید. نفرین بر این زندگی

 

**************

بغضم چه بیهوده در لابه لای قطره های باران پنهان می شود و من چه عمیق فکر میکنم که درختان ایستاده دعا میخوانند...

**************

كاش كسي بود امشب با من كمي قدم ميزد... كمي شعر ميخواند و كمي حرف ميزد.. و من برايش درد و دل مي كردم و برايش اشك مي ريختم.. كاش كسي بود امشب و من برايش چاي ميريختم و او با لبخندي و نگاهي برايم دست تكان ميداد.... كاش كسي بود امشب...

**************

هنوز گریه هات یواش یواشه هنوزم شوق دیدن سرجاشه هنوز قصه همونه که همونه آره آخرشو تقدیر می دونه بذار تا روی مهتاب پا بذارم می خواستم عشقو اونجا جا بزارم فرار از سکوت این ستاره که نور خوب چشماتو نداره نوشتم باز یک لب بسته نامه که عشقت آخرین حرف لبامه

**************

مرگ سهم ماست می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد آه او آشناست می دانم

**************

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست

 

**************

بین ما فاصله ای نیست بجز فراموشی... تو را به یاد خواهم آورد... تو را به یاد خواهم داشت... تو را هر شب در رویاهایم تکرار خواهم کرد... و هر روز صبح که بر می خیزم... گوشه ی لبم لبخندست... بین من و تو رازهای نگفته ایست... که هرگز به کلام نخواهم آلود...

 

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت11:40توسط رهگذر | |

طالع بيني ازدواج زن متولد تیر ماه

 

متولد زن تير ماه بسيار باوفا، نجيب، صرفه جو و گاهي اوقات خسيس، در آشپزي مقداري قابل، در شبهاي مهتابي بسيار عاشق، و در دوران مادر بودن يك زن كم نظير است.او از انتقاد به شدت نفرت دارد و به معايب خود كمتر گردن مي نهد و پذيرا مي شود.در عرض ماه سه چهار مرتبه بد خلق و خوش خلق مي شود و گاهي قهر مي كند و در لاك خود فرو مي رود. اگر با شما دعوا و اوقات تلخي كرد،‌براي آشتي كردن هرگز پيشقدم نمي شود.در مقابل دختري كه در تير ماه متولد شده، مدت ها بلا تكليف خواهيد ماهد. و نمي دانيد كه يك موجود ساكت و سر به زير است و يا يك دختر پرخاشگر و به قول مشهور شهر آشوب، و عجيب آنكه تقريبا هرگز به اين راز پي نخواهيد برد. روزي كه هوا ابري و باراني است، اندهگين و كسل است، وقتي آفتاب از لابلاي ابرها بيرون آمد، كاري مي كند تا پا به پاي او غرق شادي بشويد.

پيش بيني اخلاق و رفتار دختر تير ماه درست مثل اين است كه بخواهيد هواي دو ماه ديگر را امروز پيش بيني كنيد. او درست نمونه ضرب المثل معروف يك روز از دنده راست بلند مي شود و يك روز از دنده چپ، رفتارش بي شباهت به نواختن يك آهنگ موسيقي نيست، هر نتي با نت قبلي اش فرق دارد و نوارها مرتبا تغيير مي كنند و به اين دليل اگر شما مي خواهيد پيوسته با او باشيد، بايد پا به پاي اين تغييرات پيش برويد. اما ضمنا بدانيد كه اگر اندكي عصباني، تا حدودي غمگين و اخمو و به شدت خيالاتي است اما در مقابل راه پول جمع كردن را بسيار خوب بلد است و با اين خصلت خود مشاور مالي بسيار بزرگي است. از نظر سكس سخت پاي بند نجابت است. به گذشته ها علاقه زيادي دارد و اشياء كهنه و قديمي را با ولع خاصي نگاهداري مي كند، به نحوي كه اگر شما بتوانيد اسباب و اثاثيه خصوصي او را بگرديد،‌با كمال تعجب چيزهاي كهنه اي در آنها پيدا مي كنيد كه سال ها از عمرشان گذاشته است: بلوزي كه از مد افتاده است، گيره مويي كه چندين سال قبل از كنار دريا خريده شده و حتي يك بار هم مورد استفاده قرار نگرفته، جوراب پاره اي كه ده سال پيش آن را مي پوشيد و به كوهنوردي مي رفت و قاب عكس شكسته اي كه روز گاري عكس پدر بزرگ در آن بود. شايد اگر روزي پاي غرور و ابراز شخصيت در كار باشد، ناگهان پول زيادي خرج كند، اما به طور معمول ميزان پولي كه خرج مي كند، خيلي كمتر از ميزاني است كه بدست مي آورد.

به هنگام ازدواج با شما، يكي از سئوالات خصوصي اش اين است كه: عزيزم چقدر پول نقد در بانك داري. و به اين ترتيب صحبت درباره پول يكي از بهترين سوژه هايي است كه شما مي توانيد براي گفتو گو با او انتخاب كنيد،‌البته اين را هم بايد گفت كه او اگر شما را مرد دلخواه خود تشخيص داد و شما حساب بانكي چشمگيري نداشتيد، رهايتان نمي كند، مشروط بر اينكه تشخيص بدهد مردي هستيد كه راه پول در آوردن را بلد هستيد. اگر روزي هديه گرانبهايي به وي داديد و او گفت كه نمي بايستي چنين چيزگران قيمتي را خريداري مي كردي، حتم داشته باشيد كه تعارف نمي كند و از اينكه شما مقدار زيادي پول در راه خريد هديه به هدر داده ايد،‌دلخور شده است. اگر مي خواهيد كه فكر زن تير ماه را از اضافه حقوق،‌اضافه كار،‌رهن، نزول، مخارج زندگي و اينجور چيزها منصرف كنيد، بهترين راه اين است كه در شب مهتابي او را براي گردش به كنار دريا ببريد. براي دختري كه در ماه تير متولد شده باشد، يك چنين شبي و يك چنين جايي بهترين و دلپذيرترين نقطه روي زمين است، چنين به نظر مي رسد كه قرص ماه تمام افكار مادي او را از سرش بيرون مي كشد و او را يك پارچه شعر و احساس مي كند. تغييرات خلق و خوي زن متولد تير ماه در شب هاي مهتابي شگفت انگيز است.

در مدتي كه ماه در آسمان شب به شب كوچكتر و هلالي تر مي شود، او تبديل به دختري خجول و سر به زير مي گردد كه شرم و حياي بي حد و حصرش موجب تعجبتان خواهد شد.اما همين دختر خجالتي و منزوي در طي دو سه شبي كه ماه قرص كامل دارد، قابليت هاي شگفت انگيزي از خود نشان مي دهد. مثلا ميان يك جمع صد نفري مي رقصد و آواز مي خواند،‌ممكن است شعر بسيار زيبايي بسرايد، آهنگ بسيار دلنشيني بسازد و يا عقايد فلسفي جالبي ابراز دارد. طبيعي است،‌ در طول مدت مزبور همصحبتي با او بسيار شاعرانه و جذاب است. اگر دختري كه در تير ماه متولد شده است،‌عاشق شما شده باشد، به دو صورت ممكن است اين عشق خود را ابراز بدارد. او به شيوه اي بسيار لطيف و زنانه، همراه با برافروختگي صورت و حجب و حياي دخترانه، اما روش دوم تا حدودي غير مستقيم خواهد بود و او براي ابراز منظور و حالت خود از كليه مكر و حيله هاي زنانه استفاده خواهد كرد و طبيعي است كه اين حالت دوم مخصوصا اگر شما هم عاشق او شده باشيد، بسيار هيجان انگيز و زيباست اما اگر شما عاشق او و او عاشق شما باشد، خيال مي كند معامله به اين آساني ها خاتمه مي يابد. بعداز آنكه تمام مطالب اين كتاب را خوانديد،‌ به اين حقيقت پي مي بريد كه هيچ زني، از نظر مردها كامل نيست.

زن متولد فروردين پيوسته به فكر خودش است و براي به كرسي نشاندن حرف و نظرش تقلا مي كند،‌زن متولد آذر به طرز حيرت آوري رك گو است،‌ زن متولد آبان چنان رفتاري دارد كه گاهي مو بر اندام انسان سيخ مي شود، زن متولد خرداد متلون المزاج است،‌زن متولد مرداد خودخواه و مغرور است ولي زن متولد تير معمولا هيچ يك از اين معايب را ندارد. با وجود اين، برخي نبايدها وجود دارد كه شما بايد در مورد زن متولد تير ماه به خاطر بسپاريد. اولا اينكه زن تير ماه از اينكه مورد انتقاد قرار گيرد، به شدت نفرت دارد، اگر مورد تمسخر واقع بشود، شديدا آزرده خاطر مي گردد و بالاخره اصلا تاب و تحمل طرد شدن را ندارد. اگر شخص مورد نظرتان متولد تير ماه است،‌حتما اين سه موضوع را به خاطر نگاه داريد.

او كمتر ممكن است عصبانيت خود را ظاهر سازد. و بيشتر اوقات سعي مي كند به صورت كجدار و مريض با شما رفتار نمايد. اگر كاري كه موجب رنجش خاطرش شد، بهتر است قدم اول را براي آشتي، شما برداريد. سعي كنيد نسبت به مادر او خيلي مهربان باشيد. از نظر زن متولد تير ماه مادر كسي است كه اصلا نمي تواند ناراحتي اش را ببيند: از بازگو كردن جوك هايي كه براي مادر زن ساخته شده است، خودداري كنيد زيرا اصلا تاب تحملش را ندارد. اگر نكاتي از گذشته وي مي دانيد، به هنگام مشكلات و اوقات تلخي ها آن ها را بازگو نكنيد. و اين نه به آن جهت است كه در وي حالت انفعالي ايجاد مي كند بلكه به دليل آن است كه اولا به هيچ صورتي مايل نيست مورد انتقاد قرار بگيرد و در ثاني تمايل فراواني به حفظ اسرار دارد.

مخصوصا اگر اين اسرار متعلق به خودش باشند. ضمنا او از اعتراف كردن بيزار است و هرگز اين كار را با صداقت واقعي انجام نمي دهد. منتها اگر شما صادقانه گناهان و خطاهاي خود را بازگو مي كنيد، ممكن است او هم تا حدي تن به اعتراف كردن بدهد.اگر خوب دقت كنيد‌،متوجه مي شويد كه او از يك ترس موهوم نهاني رنج مي برد،‌ترس از اينكه نكند زيبا نباشد،‌ترس از اينكه نكند جذاب نباشد، ترس از اينكه دارد جواني را پشت سر مي گذارد، ترس از اينكه پا به سن گذاشته چنانكه بايد و شايد مورد احترام قرار نگيرد و رويش حساب نشود و او ولو اينكه هيكلي مانند ونوس، صورتي بسان قرص قمر و مغز متفكري شبيه ابن سينا داشته باشد، باز از چنين واهمه اي در نهاد خويش رنج مي برد. براي آرام كردن خيالش او را متقاعد كنيد كه اولا از نظر زيبايي،‌جذابيت و خوش هيكلي چيزي از زن هاي ديگر كم ندارد و در ثاني شما او را به همين صورتي كه هست دوست داريد. خلق و خوي او لااقل ماهي چهار بار تغيير كلي پيدا مي كند و اين تغييرات همزمان با تغييرات ظاهري شكل ماه است. علاوه بر اين روزي دو بار هم تغييرات مزبور نيز متناسب با جزر و مد درياست.( البته به شرط اينكه اين دريا، درياي خزر يا مديترانه نباشد زيرا اين دو دريا جزر و مد ندارد).

شايد بهترين تعريفي كه بتوان از خلق و خوي او كرد، اين باشد كه گوييم زمان تغييرات اخلاقي اش قابل پيش بيني است، ولي چگونگي اين تغييرات غير قابل پيش بيني هستند. در ساعاتي كه اوقاتش تلخ است، به شدت نسبت به امور مختلف از خود دلسردي نشان مي دهد، مثلا ممكن است با اصرار بگويد كه آشپز خوب و قابلي نيست، ادعايي كه مسلما حقيقت ندارد زيرا او،‌مثل بقيه هم جنسان خود كه در اين ماه متولد شده اند، آشپز بسيار قابلي است. او به هيچ وجه با قوطي هاي كنسرو يا غذاهاي منجمد ميانه خوشي ندارد، علاقه اش به طباخي چنان است كه اگر فرصت كند حتي بيسكويت هاي مورد نياز منزل را هم شخصا مي پزد. پس از ازدواج با دختري كه در ماه تير به دنيا آمده است، خيلي زود متوجه مي شويد كه غذاهايي را كه او روي ميز مي چيند، به راستي خوشمزه و لذيذ است. بدون شك اجاق گاز يكي از نزديكترين دوستان او محسوب مي شود و آشپزخانه اتاق دلخواه اوست.

رفتار اين زن به هنگام سرو كردن غذا واقعا تماشايي و جالب است. با حركاتي بسيار موزون و لبخندي بسيار دلپذير غذا را به سر ميز مي آورد، آن را سرو مي كند و چنان با دقت قطعاتي مورد نظر هر كس را توي بشقابش مي گذارد كه وصف آن غير ممكن است.يكي ديگر از ترس هاي موهومي كه در او احساس مي گردد، اين است كه نكند مورد علاقه شما نباشد.( البته اين را هم بگويم كه شما اعم از اينكه زنتان متولد اين ماه باشد يا نباشد، بايد هر چند وقت يك بار عشق خود را به او ثابت كنيد) اما در مورد زن متولد تير ماه اين كار بايد خيلي زيادتر صورت بگيرد و اگر اين وظيفه را فراموش نكرديد، خواهيد ديد كه او چطور پروانه وار به دورتان خواهد گشت. زن متولد تير در مقابل ابراز عشق حساسيت زيادي از خود نشان ميدهد كه علتش احتمالا تخفيف يافتن همان ترس موهومي است كه در نهادش وجود دارد،‌اما از سوي ديگر پيش گرفتن اينچنين روشي اشكالاتي نيز به وجود مي آورد، مثلا يادتان هست كه گفتيم كسي كه در اين ماه متولد شده باشد، چه زن باشد و چه مرد، وقتي از دست دادن شي ء مورد علاقه اش پيش بيايد، تا پاي جان مبارزه مي كند، خوب حالا اگر رفتار شما چنان باشد كه زنتان بفهمد همسر مورد نظرش را يافته است، ده ها نوع غل و زنجير به دست و پايتان بند خواهد كرد تا مبادا شما را از دست بدهد.

البته مرداني پيدا مي شوند كه صميمانه خواهان يك چنين زن وفاداري هستند اما آيا شما از زمره آن هايي مي باشيد كه به قول معروف نتوانيد بدون زنتان حتي يك جرعه آب بنوشيد. اگر شما بتوانيد اعتماد او را به خود جلب كنيد، از نظر غذا و عشق هرگز دچار كمبود نخواهيد شد. از نكاتي كه پس از ازدواج با زن متولد تير ماه بايد رعايت كنيد، خودداري از اقدامات و رفتاري است كه موجب تاثر او و فرو رفتن به لاك اندرون شود. احساسات او به قدري رقيق و حساسيت او به قدري زياد است كه كوچكترين بي توجهي و يا ندانم كاري شما مي تواند قلبش را جريحه دار سازد.

نكته ناراحت كننده در اين مورد اين است كه آدم نمي تواند حدس بزند او چه موقع آسيب پذيري زيادتري دارد و چه موقع از حركات و گفتار شما تعبيرهاي ناجوري به عمل مي آورد. آيا مي توانيد تصور كنيد كه او يك شب در مقابل در مقابل اين جمله شما كه چه موهاي نرم و زيبايي داري، ناگهان شروع به گريه بكند،‌براي اينكه دفعه قبل از همه جاي بدن او تعريف كرده بوديدجز موهايش و اين امر اين توهم را برايش به وجود آورده بود كه نكند موهاي زيبايي نداشته باشد. بله حساسيت او در مقابل رفتاري كه با وي مي شود،‌خارق العاده است و در ضمن بسيار هم زود رنج است. اشكش فورا به راه مي افتد و اين امر ايجاب مي كند كه هميشه دستمالي همراه داشته باشد.زني كه در تيرماه متولد شده است،‌الزاما خسيس نيست اما نشانه هايي از اين حالت در وي مشاهده مي گردد. شما مي توانيد او را صرفه جو و دور انديش بناميد. او هرگز نخ هايي را كه روي جعبه ها مي بندند، تكمه ها، قوطي هاي خالي روغن نباتي، كفش هاي كهنه و لباس كهنه و... را دور نمي ريزد. كسي چه مي داند، شايد يك روزي اين كاغذ عاشقانه اي كه ده سال قبل نوشته شده است، اين تكه نخ و يا اين قوطي خالي روغن نباتي به درد بخورد، حتي فيوز شكسته اي هم كه او در كشوي ميزش نگاهداري مي كند،‌ ممكن است روزي مفيد واقع شود. بي فايده است اگر از او بپرسيد كه اين همه جوراب پاره و دستكش پاره كهنه كه چمع كرده است، به چه دردي خواهند خورد.

اگر خوب بررسي كنيد، متوجه نكته جالب ديگري هم مي شويد و آن اين است كه علاقه او به جمع آوري اينجور چيزها صرفا و منحصرا به خاطر اين نيست كه خيال مي كند ممكن است روزي به درد بخورند، او نسبت به اشياء كهنه نوعي علاقه مندي ذاتي دارد، محرك او در اين كار تا حدودي هم جنبه احساسي دارد، محرك او در اين كار تا حدودي هم جنبه احساسي دارد، براي او، هر شيء كهنه اي كه به وي تعلق داشته باشد، به نحوي خاطره انگيز است و به اين دليل با ولع خاصي به نگاهداري او آن مي پردازد و اين امر بالطبع شامل حال شما هم كه شوهرش باشيد، مي گردد. اما كوشش او براي حفظ شوهرش بيش از آنكه ناشي از حسادت باشد، به علت احساس مالكيتي است كه نسبت به شما دارد. البته به نظر بعضي ها خود حسادت هم ناشي از احساس مالكيت است، اما به نظر بعضي ها خود حسادت هم ناشي از احساس مالكيت است، اما به نظر من بين اين دو تفاوت هايي وجود دارد. بسياري از زنان از ناملايمات زنانه و بد بياري هاي زندگي فورا دست به شكوه و شكايت مي زنند. در حالي كه زن متولد تير معتقد است كه خدا كشتي آنجا كه خواهد برد.

بسيار معتقد به سرنوشت و تقدير است. وقتي جريان زندگي بر وقف مرادش پيش نمي برد، در كنج خلوت چند قطره اشكي فرو مي ريزد و به حال خود تاسف مي خورد، در حالي كه عكس العمل ظاهري اش بسيار آرام است و صبر كنيد تا كارها خود به خود روبراه بشوند. صبر و شكيبايي يكي از صفات بسيار خوب اوست، با وجود اين وقتي از موضوعي ناراحت شد، بايد به كمكش بشتابيد و كاري كنيد تا احساساتش جريحه دار نشود. از خود گذشتگي زن متولد تير ماه براي كساني كه دوستشان دارد، حد و مرزي ندارد. وقتي يكي از اين افراد به وي احتياج پيدا كرد، ‌ديگر هيچ نوع اثري از آن دور انديشي ها، احتياط ها و تعمق ها در وجودش مشاهده نخواهد شد و چنان بيبا كانه قدم پيش مي گذارد و از خود گذشتگي نشان مي دهد كه به راستي اعجاب انگيز است.

شما مي توانيد حتم داشته باشيد كه وقتي در تنگنا و سختي قرار گرفتيد، او نه تنها رهايتان نخواهد كرد، بلكه با تمام قدرت پا به پاي شما با مشكلات نبرد مي كند تا از مخمصه نجات پيدا كنيد.در يك چنين مواقعي است كه شما متوجه مي شويد آن موجود ظريف و شكننده ديروز چگونه مي تواند به صخره اي پا برجا و پرمقاومت تبديل بشود. در لحظات بحراني مغزش مثل يك كامپيوتر شروع به فعاليت مي كند و بهترين راه حل مشكلات را نشان مي دهد. اگر گرفتاري مزبور شامل حال خانواده او بشود، سعي مي كند با گرمترين احساسات و عميق ترين عشق ها خانواده خود را از بلا دور مي كند. علاقه اين زن به بچه هايش چنان است كه پس از تولد اولين كودك ممكن است اين توهم براي شوهرش براي به وجود بيايد كه ديگر مانند سابق مورد علاقه زنش نيست

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت11:38توسط رهگذر | |

طالع بيني ازدواج مرد متولد تیر ماه

مرد متولد تير بسيار اخمو و ترشرو، بچه مسلك، تودار، زن دوست، همبازي بچه ها، عاشق نقاشي و بخيل و پول دوست مي باشد.اگر با يك مرد متولد تير ماه ازدواج كرديد، در مايه جهيزيه خود يك چتر هم حتما ببريد، زيرا در خانه شما يك روز هوا ابري است و يك روز باراني، در آنجا شما هم مي خنديد و هم گريه مي كنيد.مرد متولد تير ماه تا آخر عمر بچه مادر خود باقي مي ماند و سعي مي كند همسرش مانند مادرش باشد.او بدون شك استاد است و مي تواند طولاني ترين مطالب را در كوتاهترين جملات بيان كند. حواسش هرگز پرت نمي شود و از پرچانگي بيزار است و به دلايل نبايد انتظار داشته باشيد كه در جلسات اول آشنايي با شما اسرار را برايتان بازگو كند. مرد متولد تير نه تنها هرگز به كساني كه نمي شناسد، اعتماد نمي كند بلكه در زندگيش مطالبي وجود دارند كه هيچ وقت كسي به آن ها وقوف پيدا نخواهد كرد، حتي نزديك ترين دوستان ياهمسرش. شناختن او مستلزم صبر بسيار و زمان دراز است.

او همان قدر كه ممكن است بوالهوس باشد، مي تواند حساس و وفادار هم باشد، همان قدر كه اخمو است، ممكن است متبسم هم باشد. چون او در برج سرطان متولد شده است. ترش رويي و خرچنگ گونه، و رفتار نا مهربانش به تدريج ممكن است به خوشرويي و خوش مشربي تبديل بشود، و جالب آنكه اگر اين چنين شد، ديري نمي گذرد كه شما مي توانيد صدي قهقه هاي او را هم بشنويد.وقتي شما مي خواهيد اوقات تلخ او را با حلقه كردن دست ها به دور گردنش بر طرف كنيد و زماني كه سعي مي كنيد و زماني كه سعي مي كنيد اخم هاي به هم گره خورده اش را با نوازش كردن از هم باز كنيد، بدبيني و سردي و نا مهرباني اش شما را تا حد دلخوري مي آزارد.در مجالس و ميهماني ها آنچنان با ادب و با نزاكت است كه شما به زحمت مي توانيد انتظار داشته باشيد حتي براي يك دور رقص دعوتتان كند. با وجود اينكه اصلا احساساتي نيست ولي در كار دل اهل عمل است. دشمنانش همه متفق القول هستند كه او بيش از آنكه از گوشت و پوست و استخوان باشد، از سنگ ساخته شده است. اگر با وي ازدواج نكرده ايد، اين مطلب را درباره اش به خاطر داشته باشيد.

طبيعي است كه شما مي خواهيد او را به بهترين وجه ممكن بشناسيد و با آنچه گفته شد، ممكن است اين تصور برايتان به وجود بيايد كه از يك آدم دو شخصيتي است، اگر چه اين نظر ممكن است تا حدي درست باشد اما يادتان باشد كه او به شدت تحت تاثير ماه است و حركت بر رفتار و طرز فكرش اثر مي گذارد. او امروز اينجاست فردا جاي ديگر. اخلاق و رفتار واقعي از آن اخلاق و رفتاري است كه بين هلال ماه و بدر از او مشاهده مي شود. نكته اي را كه بايد بدانيد اين است كه از نظر اخلاقيات ، بر غم تغييرات ظاهري هرگز ارتباطش با خصوصيات باطني قطع نمي گردد، هميشه اين حقيقت مهم را به خاطر داشته باشيد كه عليرغم ظاهر پر اخم و تخم و ترشرو كه دارد، قلبي نرم و رئوف در سينه اش مي تپد و همين امر او را كه به ظاهر يك پارچه سنگ به نظر مي رساند، بسيار آسيب پذير مي سازد.اگر قلبش جريحه دار شود، فورا به داخل لاك خود فرو مي رود و آنجا جايي است كه نه تنها خود را از گزند ديگران در امان مي بيند، بلكه مي تواند خويشتن را از افكار و احساسات ناراحت كننده خودش نيز دور نمايد. او درست مثل يك خرچنگ وقتي زخم خورد و آسيب ديد، در نهايت سكوت كنج عزلتي پيدا مي كند و به آن پناهنده مي گردد. در اين حالت دسترسي به او ديگر غير ممكن است و بايد تنهايش گذاشت تا به تدريج به غم دل خويش پيروز شود و به قول معروف آفتابي بشود. متاسفانه تغييرات حالت و اخلاق متولد برج سرطان به نحوي است كه سريعا بر اطرافيانش تاثير مي گذارد و موجب ناراحت و دلخوري ايشان مي گردد. از سوي ديگر به هنگام خوشحالي وسر حال بودن نيز چنان است كه موجب شادي همه اهل خانه مي شود

يك چنين خصوصيات اخلاقي بالطبع شما را دائما بر سر دوراهي نگاه مي دارد، تا جايي كه اغلب اوقات نمي دانيد عكس العملتان بايد سرد و بي تفاوت باشد و يا گرم و عاشقانه. اما با وجود اين يادتان باشد كه اين تنها شما نيستيد كه اين حالت را پيدا مي كنيد، تمام اطرافيان او پيوسته نسبت به وي بر سر دو راهي قرار مي گيرند.گاهي اوقات نگاه سردش شما را از سرما به لرزه در مي آورد و چند روز بعد قلب گرمش شما را در جوار شعله هاي يك عشق سوزان قرار مي دهد، حد متوسط او فقط وقتي است كه خطر از دست دادن چيزي تهديدش كند. او نيازمند به آن است كه هر روز ده ها بار به وي اطمينان بدهيد كه از آن او هستيد كه مي توانيد زير گوشش زمزمه كنيد و او را غرق اطمينان و آرامش سازيد. وقتي ماه در آسمان به صورت بگيريد، به نحوي كه هيچ بعيد نيست در بحبوحه هيجان خاص و عاشقانه ناگهان سرد و خاموش بشود و شروع به خواندن يك قصيده بلند بالاي عاشقانه و سوزناك بنمايد، و درست در آن لحظاتي كه شما توانسته ايد با كوشش فوق العاده هيجانات عشقي خويش را در قالب روياهايي متناسب با كلمات و جملاتي كه در اشعار مزبور هستند، فرو ببريد و سرتان را آهسته به سينه و شانه او تكيه بدهيد، موضوع را عوض مي كند و از اين شاخه به آن شاخه ديگر مي پرد.

اين واقعا شگفت انگيز است كه ماه چطور مي تواند بر او و حركات و رفتارش تاثير بگذارد، براي بسياري از زن ها تحمل يك چنين تغييراتي غير ممكن است، حتي اگر اتومبيل او آخرين مدل و منزلش بسان يك قصر باشد و در آمدش از يك ميليون در ماه تجاوز كند.اگر شما زني هستيد كه معتقديد كرايه خانه و اقساط بدهي را بايد سر موعد پرداخت كرد، مطمئن باشيد كه مناسب ترين مرد روزگار را در كنار خود داريد. به احتمال قوي او يكي از معتقدترين افراد روزگار به لزوم تامين آتيه است، او اعم از اينكه در آمدش كم باشد يا زياد، تمام روز را به اين فكر است كه چطور مي تواند آ‎ينده مالي و اقتصادي خودش، شما و بچه هايتان را به بهترين وجه ممكن تامين كند. امور مالي يكي از آن موضوعاتي است كه از همان اوان كودكي توجه و علاقه او را به خود جلب كرده و ديري نمي گذرد كه پي مي برد جمع كردن پول بهتر از خرج كردن آن است، براي توصيف وضع او نسبت به پول مي توان كلمه خسيس را بكار برد، اما اين را مي توان گفت كه وي هرگز يك شاهي بيخودي خرج نمي كند و پول برايش هر چه باشد، شوخي نيست. او بدون شك قبل از آنكه الفبا را بياموزد، شمارش پول را ياد مي گيرد و سكه ها و اسكناس هاي مختلف را مي شناسد و قبل از آنكه پا به دبيرستان بگذارد، براي خود كتابچه دخل وخرج درست مي كند. ارقام موجودي اش را در بانك مانند يك قرص مسكن قوي به اعصابش آرامش مي بخشد.كما اينكه پرداخت كرايه خانه، قسط بدهي هم همين حالت را در وي ايجاد مي كند.

متولد برج تير علاوه بر آنكه به علت تمايل به تامين آتيه دست به جمع آوري پول مي زند، از لمس كردن پول و شمارش آن هم لذت مي برد.اگر يكي از والدينش متولد يكي از ماه هاي تابستان باشند، نوعي تمايل به دستپاچگي و دلشوره در وي ديده مي شود كه به نحوي قابل تحسين آن را كنترل مي كند و به همين ترتيب اگر عوامل ارثي موجب بشوند كه آدم خوشرو وخوش مشربي باشد، به شدت مانع از آن مي شود كه خوشرويي دائمي عادت وي بشود.قبل از آنكه بر سر سفره عقد بنشيند و نام خانوارگي يك مرد متولد تير را به عنوان شوهر قبول كنيد، به اين نكته فوق العاده مهم توجه بنماييد كه او نسبت به امور مالي داراي عقايد و نظريات جالبي است، مثلا او معتقد است وقتي يك مانتو با جنس خوب سالهاي سال خدمت مي كند، چه دليلي دارد كه آدم پولش را براي خريد يك باراني معمولي كه فقط يك زمستان كار مي كند و بعد از مد و ريخت مي افتد، دور بريزد؟ خريد يك كاديلاك در ذهن او نوعي سرمايه گذاري محسوب مي شود، در حالي كه خريد يك اتومبيل ارزان قيمت و يا دست دوم كه هر هفته بايد به تعمير گاه برود، مثل آن است كه آدم با دست خودش پولهايش را آتش بزند.

به اين ترتيب ملاحظه مي كنيد كه او بيش از آنكه خسيس باشد، حسابگر است. به نظر وي كيفيت جنس وصرفه جويي در يك طرف معادلات اقتصادي قرار دارند و پول در طرف ديگر. آيا شما زني هستيد كه بتوانيد اين نكات را در زندگي خود بكار ببريد؟از نظر رابطه مرد متولد تير ماه با پول اين را به طور يقين بايد گفت كه او حتي اگر عاشق شعر و ادبيات باشد، اگر لحظه اي از موسيقي غافل نگردد و حتي اگر تمام اوقات بيكاري اش را در گالري هاي هنري بگذراند، باز از فكر پول نقد غافل نمي ماند. وقتي يك نقاش متولد شده در برج خرچنگ اتاق زير شيرواني منزل را براي انجام كارهاي هنري خود، مثلا نقاشي انتخاب مي كند، دلتان اصلا شور نزند كه سر ساعت غذا و آشاميدني برايش ببريد زيرا او قبل از استقرار در اين محل در گوشه و كنارش يك مقدار خوراكي، يا تعداردي قوطي كنسرو پنهان كرده است.

اگر شوهرتان به عنوان سرگرمي نقاشي مي كند، هرگز به كسي وعده ندهيد كه يكي از تابلوهاي او را به وي خواهيد بخشيد زيرا شوهرتان حتما در صدد فروش تابلوهاي خود مي باشد و اگر كارش خوب باشد، قيمت آن را هم خيلي دست بالا مي گيرد، در ضمن اين را هم بدانيد كه قيمت ها را چندان هم بي ربط نمي گويد زيرا كسي كه تحت تاثير صورت فلكي خرچنگ است، فقط وقتي دست به يك چنين كارهايي مي زند كه مطمئن باشد مي تواند آن را به نحو مطلوبي ايجام بدهد و چون استعدادهاي هنري زيادي هم در وي نهفته است، در كارهايي مثل نقاشي و مجسمه سازي و قالب گيري و امثالهم زبردستي زيادي از خويشتن نشان مي دهد.اگر او كاملا تحت تاثير صورت فلكي سرطان تاشد، علاقه اي به لباس هاي اسپورت از خود نشان نمي دهد وعاشق لباس هاي شيك و تجملي است. او به خياط خود اهميت زيادي مي دهد و هميشه سعي مي كند كه بهترين خياط ها را نسبت به بودجه اش انتخاب كند.پارچه هايي را هم كه انتخاب مي كند، هميشه از رنگ هاي سنگين هستند. پيراهن سفيد با پارچه هايي را هم كه انتخاب مي كند، هميشه از رنگهاي سنگين هستند. پيراهن سفيد با تكمه سردست را به پيراهن هاي ديگر ترجيح مي دهد و هيچ علاقه اي ندارد كه روي جيب و يا جاي ديگري از اين پيراهي عكس و نقشه اي دوخته شده باشد اين خودنمايي ها با خصلت محافظه كارانه و گوشه گير او سازگار نيست و حتي اگر از نظر مالي وضعش خوب نباشد، كفش هايش هميشه واكس زده و جوراب هايش مرتب است.

اصولا او كسي است كه به هنگام مواجه شدن با گرفتاري هاي مالي ( كه خيلي به ندرت اتفاق مي افتد) صورت خود را با سيلي سرخ نگاه مي دارد و مطمئن است كه سر انجام روزي گرفتاري بر طرف مي گردد و اگر امروز پول ندارد، فردا مسلما پولدار خواهد بود. البته او هميشه غرق در نعمت و ثروت نيست اما آمار نشان مي دهد كه تعداد بيكاران متولد ماه تير نسبت به متولدين ماههاي ديگر خيلي كمترند. راز اين امر هم در اين امر است كه متولد اين ماه هميشه مي گويد:« هر كاري بهتر از بيكاري است.» خدا كند مادر او داراي خصوصيات اخلاقي غير عادي نباشد زيرا وجودش در گفتار و رفتار پسر متولد تيرش اغلب به چشم مي خورد. او هنگام صحبت با شما اغلب اين كلمات را بكار مي برد: « عزيزم، آرايش امروز تو خيلي غليظ است، مادر من هرگز اينطور آرايش نمي كرد، لباست هم خيلي تنگتر از آني است كه مادرم مي پوشد و يا اينكه مادرم حتي نان منزل را در خانه مي پخت»، يك چنين حرف هاي گوشه و كنايه داري غالبا از وي شنيده مي شود و چه بسا كه درست در موقعي گفته مي شوند كه شما كمتر انتظارش را داريد. شما نبايد خيلي سخت بگيريد زيرا وابستگي هاي مرد متولد تيرماه به مادرش آنچنان شديد است كه هيچ بعيد نيست قرار خودش را براي رفتن به سينما با شما به هم بزند زيرا مي خواهد مادرش را مثلا به زيارت ببرد.

بررسي نشان داده مرد متولد تيري كه با مادرش رابطه عاطفي نزديك ندارد، يا فوق العاده حسود است و در تمام دوران كودكي از اينكه مي ديده مادرش به پدرش بيش از او توجه داشته، رنچ مي برده است و يا اينكه اين مادر، مادر حقيقي او نيست و وي هميشه از اين ناراحت بوده كه چرا زن ديگري بايد جاي مادر حقيقي اس را بگيرد.به هر صورت همانطور كه گفته شد، رابطه اغلب متولدين اين ماه با مادرشان بسيار صميمي و نزديك است. كتمان كردن حقيقت و يا ناديده گرفتن آن دردي را دوا نخواهد كرد. اگر شما واقعا شوهر متولد تير ماه خود را دوست داريد، بايد به اين واقعيت تن بدهيد كه هرگز نخواهيد توانست فكر مادر را از سر او بيرون كنيد و به اين ترتيب بهترين روشي كه مي توانيد پيش بگيرد، اين است كه سعي كنيد با رقيبي كه سالهاي سال قبل از شما در زندگي او بوده است، كنار بيايي و نسبت به وي رفتاري داشته باشيد كه خودش داوطلبانه خود را از شوهرتان دور نگاه دارد و بگذارد كه شما سهم بيشتري از وي داشته باشيد.

طبيعي است اجراي يك چنين نقشه اي در مورد بسياري از مادر شوهر ها كار ساده اي نيست و اينجا است كه مي توانيد هوش و درايت خود را بوته آزمايش قرار دهيد و ببينيد تا چه اندازه قادر به باز كردن گره هاي زندگي هستيد.يكي از اسرار زندگي متولدين اين ماه اين است كه اگر چه هرگز بر زبان نمي آورد ولي از صميم قلب دلش مي خواهد كه زنش از نظر محبت و عشق مثل بچه با وي رفتار كند. از نظر زندگي مشترك بايد چند نكته ديگر را هم گفت و آن اين است كه او بدون اينكه گذاشته باشد شما حتي بو برده باشيد، ممكن است آشپز قابلي باشد، پس تصور نكنيد ديگر به قول معروف نانتان در روغن است، زيرا از آن پس چه از نظر ابراز عشق و چه از نظر هدايايي كه دريافت مي كنيد، در وضعي قرار خواهيد گرفت كه مورد شك دختران ديگر خواهد شد، مخصوصا هدايايي كه دريافت خواهيد داشت، بهترين نوعي خواهند بود كه خريدنش براي او مقدور مي باشد. در اين دوره يك چيز را سعي كنيد كه هرگز فراموش ننماييد، همانطور كه خرچنگ از آتش واقعا بيزار و هراسناك است، پسر متولد تير هم از اينكه دلش سوزانده شود، سخت واهمه دارد و يك چنين رويدادي وي را عميقاً آزرده خاطر مي سازد. واقعه اي كه فقط ممكناست يك نفر را يكي دوروز ناراحت كند، متولد تير را تا ماهها ناراحت مي سازد.

اگر واقعه اي او را از دلدارش جدا سازد، حق مسلم خود مي داند كه با سماجت براي به دست آوردن مجدد او اقدام كند، يادتان باشد كه او مي تواند فانوس به دست جست و جويش را تا سالهاي متمادي ادامه بدهد.او در برداشتن قدم اول قدري خجول و شرمگين است، اما وقتي تصميمش را گرفت و اقدامش را شروع كرد، خيلي مشكل است كه بتوان جلويش را گرفت. او مي تواند هنر مندانه نقش يك مرد عاشق را ايفا كند و پس از آنكه تشخيص داد كه شما دختر دلخواهش هستيد وقت خجالتش يك شبه تبديل به جسارت مي گردد و شما در عرض يكي دو روز متوجه مي شويد با مردي طرف شده ايد كه اصلا حاضر نيست جواب نه بشنود. از اين لحظه به بعد بايد مواظب معاشرت هاي خود با ديگران باشيد و اگر نمي خواهيد با يك چنين رويدادي مواجه بشويد، بهتر است از همان ابتداي كار جلويش را بگيريد زيرا هرگز شنيده نشده است كه خرچنگي طعمه خود را از دست داده باشد. او به شدت حسود است.او نه تنها پيراهني نيست كه بتوانيد هر روز عوضش كنيد، بلكه پالتويي هم نيست كه بتوانيد پس از يك سال كنارش بگذاريد. آشپز بسيار خوبي است، هنرمند است، به آنچه كه در ناهار خوري و اتاق خواب مي گذرد، علاقمند است. به گذشته ها پاي بندي نشان مي دهد و دلش مي خواهد شماكپيه همان دختركي باشيد كه زماني زن پدرش شد، مي تواند خود را عاشق پيشه نشان بدهد و اگر شما را مطابق دلخواه خود يافت، بهتر است تن به قضا بدهيد و بر سر سفره عقد بنشينيد زيرا ديگر محال است از شما دست بردارد.

خوب حالا كه تصميم گرفته ايد بله را بگوييد، لابد مي خواهيد بدانيد كه او به عنوان يك پدر چه جور آدمي است. قلب او، در اين مورد، بر غم مرد بودنش ، مادرانه است.حقيقت اين است كه طبيعت مراقبت كننده، ملايم، دلسوز، و درك كننده اش وي را پدر بسيار خوبي مي كند. صبر و تحملش در مقابل بچه ها نامحدود است و در صورت لزوم مي تواند پا به پاي ايشان انواع بازي ها را انجام دهد. او در روز تولد بچه اش كلاه كاغذي به سر مي گذارد و كاري مي كند كه به همه خوش بگذرد. اصولا رفتارش با كودكان چنان است كه تمام دوستان و آشنايان بچه هايش نيز او را دوست خواهند داشت زيرا مي تواند ساعت هاي متوالي با ايشان بازي و گفت و گو كند. پدر متولد تير به پسرش افتخار مي كند و دخترش را شديدا تحت حمايت خودنگاه مي دارد. وقتي اين بچه ها خيلي كوچك هستند، شما گاهي اين توهم برايتان به وجود مي آيد كه نكند او مادر بچه هست نه شما؟ مي گويند گل بي خار وجود ندارد، پدر به اين خوبي بي عيب نيست،‌مثلا او دلش مي خواهد كه بچه هايش تا ابد به وي متكي باشند و به اين جهت وقتي اولين آثار استقلال طلبي را در بچه ها مشاهده مي كند، فورا حالت تهاجمي به خود مي گيرد و تا مدتي حاضر نمي شود كه به حقيقت تن در بدهد.او وقتي ديد كه پسرش اتومبيل را برده و تا دير وقت بر نگشته است و يا وقتي مشاهده كرد كه ساعت دوازده شد و دخترش هنوز از مهماني مراجعت نكرده، مثل مرغ سر كنده شروع به قدم زدن در اين اتاق و يا آن اتاق مي كند. در اينجا شما مي توانيد از يك نقطه ضعف او براي آرام كردنش استفاده كنيد.

يادتان هست كه او نسبت به ارقام موجوديش در بانك و بالا رفتن اين ارقام چقدر دلبستگي دارد؟ خوب حالا شما از همين نقطه ضعف استفاده كنيد و خيالش را آرام ببخشند. شما مي توانيد حرف هايتان را اينطور شروع كنيد: ببين عزيزم، ما حالا دو تا بچه داريم، اما اگر آنها ازدواج بكنند، دو نفر هم به اين تعداد اضافه مي شود و ديري نمي گذرد كه تعداد بچه هايمان شش هفت نفر خواهند شد. درست مثل پولي كه توي بانك گذاشته باشيم و هر سال بهره اش به آن اضافه بشود. خوب شش هفت تا بچه بيشتر ما را سر گرم خواهند كرد تا دو تا، مگر نه؟ ( حالا مطئن باشيد كه فكر او فقط متوجه تعداد رقم بچه ها شده است ) لذا دنباله حرف خود را بگيريد و بگوييد، جدا خوشحالم كه با حرف هايم موافق هستي. حالا بيا بخواب تا ببينيم كي خبر ازدواجشان را به ما خواهند داد. در اين مورد يك چيز را حتما فراموش نكنيد و آن اين است كه دقت داشته باشيد اين حرف ها را شب چهاردهم ماه به وي نگوييد، زيرا در اين صورت ممكن است سو ء تفاهمي رخ بدهد و وضع وخيم تر بشود. در يك چنين شبي مرد متولد تير نمي تواند درست فكر كند و حواسش را روي يك موضوع معين ثابت نگاه دارد.

طبيعي است اگر هنوز پاي سفره عقد نشسته اين مسائل ديگر براي شما مطرح است، مثلا اگر دوستش داريد، مي خواهيد بدانيد چگونه به دادن پيشنهاد ازدواج آشنايش كنيد و ترتيبي دهيد كه به جاي اين دست و آن دست كردن و به جاي برداشت قدم هاي جنبي مستقيما به طرف شما پيش بيايد. يكي از مسائل مهم اين است كه قدري از وي رو بگردانيد. خرچنگ معمولا از برداشتن قدم هاي قهقرايي نسبت به طعمه اي كه از او دور مي شود، خودداري مي كند و همين حالت هم در مرداني كه در برج خرچنگ متولد شده باشند، مشاهده مي گردد، شما اگر بتوانيد اين كار را با به ميان كشيدن پاي مرد ديگرن انجام بدهيد، خيلي بهتر و مسجل تر خواهد بود. بهترين راه براي سر براه نگاه داشتن مردي كه در ماه تير متولد شده باشد، بكار گرفتن احساساتش است كه درست پشت بر صورت حسابگرش قرار گرفته است. موسيقي، شعرهاي زيبا، انواع گل ها،‌لباس هاي زيبا عطرهاي خوشبو، كلمات خوش آيند،‌ نوازش هاي دلچسب همه و همه سلاح هاي برنده اس هستند كه شما مي توانيد براي در هم شكستن مقاومت ضعيفش در مقابل احساسات بكار ببريد. در اين پيكار نيز نبايد فراموش كنيد. براي او چند غذاي خوشمزه و عالي بپزيد. عكس بچه ها را از توي مجلات ببريد و در بياوريد و به در و ديوار اتاقتان بچسبانيد تا ثابت كنيد كه بچه دوست هستيد.او را مثل يك بچه تر و خشك كنيد و ببينيد كه چطور زود به مقصود مي رسيد.

اگر برايتان امكان دارد يكي از آن گردنبندهاي زنان روستايي شرقي را كه از سكه هاي پول درست شده اند، پيدا كنيد و بخريد. يك چنين گردنبندي تاثير دوبل روي او مي گذارد.مسافرت به اقصي نقاط ناشناخته جهان و پول نقد اگر اين دستورات را اجرا كرديد، ناگهان يك روز به شما مي گويد آيا موافقيد براي خواستگاري به ديدن پدر و مادرت بيايم؟ صبح روز بعد با خيال راحت براي تمام كساني كه مي خواهيد در جشن ازدواجتان حضور داشته باشند، كارت دعوت بفرستيد. شما موفق شده ايد كه قلب هزار حجره اي يك مرد متولد تير را برباييد و به وي ثابت كنيد كه دختر دلخواهش هستيد. حالا ديگر براي هميشه از آن او شده ايد و از جانش را از دست مي دهد ولي شما را نگاه مي دارد. هفته ديگر كد بانوي منزل او خواهيد بود، ولي خيلي دقت كنيد كه تغييراتي كه در اين خانه مي دهيد، شامل دور ريختن فلان كلاه كهنه و يا فلان سرپايي نشود. آنچه در اين خانه سالها از عمرشان گذشته باشد سرمايه هستند. در بين آنچه كه به عنوان جهيزيه به منزل او مي بريد، حتما يك چتر هم قرار بدهيد زيرا برخي از شب ها هوا باراني خواهد بود اما اين هواي ابري و دانه هاي بارن كه اشك چشم شما خواهند بود، خيلي سريعتر از آنكه تصورش را مي كنيد، زير نور آفتاب عشق تبديل به يك هواي واقعا فرح انگيز ميگردد. مي داني چرا؟ براي اينكه احتمالا هيچ مردي به اندازه او زنش را دوست ندارد. در زندگي زناشويي شما « غم و خنده » پا به پاي هم پيش مي روند و در خانه شما يك روز هوا ابري و يك روز هم هوا آفتابي خواهد بود

 

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت11:37توسط رهگذر | |

بگو در راه عشق ما چه باشد نقطه پایان

نه وصل ما بود ممکن نه دل کندن بود آسان

 

به امید چه بنشینیم که هر چه پیش رو بینیم

سراب است و میان آن رهی دشوار و بی پایان

 

فلک بر ما همی تازد جهان با ما نمیسازد

دگر ما بر چه دل بندیم بگو دیگر عزیز جان

 

مرا دردیست ازعشقت که بر اغیار نشد عنوان

همان بهتر بسوزم زان غمت در خلوت پنهان

 

بیا تا بشکنیم زنجیر سرد بیکسی ها را

رها گردیم از این دوران سخت غربت هجران

 

ز یک دست نازنین من صدایی برنمیخیزد

بده دستی به دست من که بگریزیم از این زندان

 

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت11:36توسط رهگذر | |

اگر شهردار بودم.....
نميدانم تو را مسئول ستاد باريافت می كردم يا می سپردم اخراجت كنن. !!!
چگونه توانستی از تكه های شكسته ی قلبم قلک بسازی ؟؟!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 آنجا که ميدانی چشمان مشتاقی برايت اشک می ريزد ؛ زندگی به رنج کشيدنش می ارزد.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


من یه نامه ی عاشقونه ام بازم کن، محتاج کمی نوازشم نارم کن، هر چند که سکه سیاهم ای دوست، در قلک دل پس اندازم کن...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دو سه تا کوچه و پس کوچه  و یک عمر بیابان دارد...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 ميدونی چرا وقتی آدم بزرگ ميشه با خودكار می نويسه؟ چون ياد بگيره كه هر اشتباهی پاک نميشه!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 سلام خوبی ؟ یه سوال داشتم . تو دل منو ندیدی ؟ آخه از وقتی اومد دنبال تو دیگه بر نگشت !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از قلبم پرسیدم عزیزت کیه ؟ گفت اس ام اس بزن ببین کجا میره !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست
داشتن باز مي مانند

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


چه شد ای پنجره شوق چرا بسته شدی . شاید از هم نفسی با دل ما خسته شدی  

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گرچه دوست نمیخرد ما را به ریالی . ولی نفروشم تار مویش به جهانی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي
نيست شده ي هستي من, هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 
چه شد ای پنجره شوق چرا بسته شدی . شاید از هم نفسی با دل ما خسته شدی 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را
سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي
بيش از عشق
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 
هوس کوچ به سرم زده. شايد هم هجرت. نمي دانم. ز اين بي دلي ها خسته شدم. دستانم را
به دستان هيچ کس مي سپارم و درد دل مي کنم با درختان. ديوانگي هم عالمي دارد
 


 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

اگه به من 60 ثانيه وقت بدي بگي بگو ميگم تو 10 ثانيه اول به يادم باش و50 ثانيه رو
ميدم به تو تو برام حرف بزني چون مقدسي
 
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


دوست داشتن تمثيلی از نفس کشيدن من است، سزاواری من در زندگی، شايستگی‌ام در بودن!
... اگر سزا بود چنان در آغوش‌ می‌فشردم که يکی گرديم، و در آن پيکر، نه من دلتنگ
می‌شدم، نه او می‌گريخت
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به
خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کـــــــاش !!............ کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ... کاش از ثانیه ها و
لحظه های زندگی لذت می بردیم کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه را
دوست داشتیم ... کاش
 
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

از تمام دنيا فقط چشمهايت را خواستم آيا آسمان سهم زيادي از دنياست؟
 
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


آن كس را كه دوست داريد آزاد بگذاريد اگر متعلق به تو باشد به پيش تو باز مي گردد و
گرنه از اول هم براي تو نبوده است
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 
لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق
 
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست
داشتن باز مي مانند
 

 

sms asheghone sms valenTiNe

اس ام اس های عاشقانه و ولنتاینی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 
عشق هرگز قادر به تملک نیست. عشق آزادی بخشیدن به دیگری است. هدیه ای نامشروط است،
عشق معامله نیست
 
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


عشق را دوست دارم نه در قفس
بوسه را دوست دارم نه در هوس
تورادوست دارم تا آخرين نفس
 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 
اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود
يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا
 
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


روي دريچه ي قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بي سوادم
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 
مي رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني
مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني
مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
 

 


 
اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو
شادم کن
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 
خدايا او را كه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت در تنها ترين تنهاييش
تنهاي تنهايش نگذار...
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

 

آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد
داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم...
 
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


روزگاري يك تبسم يك نگاه بهتر از گرماي صدآغوش بود اين زمان بر هر كه دل بستم وليك
آتش آغوش او خاموش بود
 
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

عشق مطبوع ترين بخش زندگي است وازدواج فاني كننده ي آن است
 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت ميبرد.
 
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

می توان در غربت داغ کویر گاه آن ابری که می بارید شد
 
 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هر شهری یه شاهی داره و هر شاهی یه تاجی... پس ما شاه هستیم و شما تاج سر!!
 
 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 
ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي
رو بگيري كه با رفتن بعضی ها از چشمت جاري ميشه

 

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت23:57توسط رهگذر | |

بابا نظربدین خوب!!!!!!!!!!!!!!!

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت22:35توسط رهگذر | |

من نگویم که به درددلم گوش کنید

بهترآن است که این قصه فراموش کنید

 

عاشقان را بگذاریدبنالندهمه

مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:28توسط رهگذر | |

 

در این خیمه شب بازی روزگار

درست است من هم عروسک شدم

درست است درسللک بازیچگان

نمایان به صدرنگ ومسلک شدم

سرنخ به دستان دراین صحنه ها

نخ آویزذستان دیگر شدم

تماشاگران راچه پنداشتی

که مبهوت این گونه منظر شدند

به بازیچه ودست ها بنگرید

همه حکم برداریکدیگرند

تماشاگران نیزبازیگرند

ولی من از آن گونه بازیچه ها

نبودم که بیهوده رقصان شوم

سرنخ ندادم به دست کسی

که ازرقص اوخودگریزان شوم

تماشاگران جمله حیرانند

ازاین رقص ونقشی که من داشتم

دراین صحنه هاجامه ساده ای

که بی رنگ ترشدداشتم

چواین دید آن خیمه شب باز

که تنها تماشاگرصحنه هاست

فغان زدتوبازیچه کیستی

که ازدیگران رقص ونقشت جداست

به گفتم سرنخ مرادست توست

نه دردست بازیگران دگر

برای توتنهابرقصم ولی

به آزادگی در جهان دگر

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:27توسط رهگذر | |

 

من پری کوچک غمگینی رامی شناسم

که دراقیانوسی مسکن دارد

ودلش رادرنی سبک چوبی

می نوازد آرام آرام

پری کوچک غمگینی

که شب ازیک بوسه می میرد

وسحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:26توسط رهگذر | |

پسرک در ساحل دریای خشک صدف های مرده را نخ می کردسرانجام روزی در صدای دریا غرق شد

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:24توسط رهگذر | |

 

گل سرخی به اودادم گل زردی به من داد ازتعجب تمام وجودمسردشدبا غصه ازاو پرسیدم مگرازمن نفرت داری؟!

بامهربانی گفت:نه!!باورکن چون دوستت دارم نمی خواهم وقتی از من متنفرشدی خودت را برای پیداکردن گل زرد به زحمت بیندازی!!!!

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:24توسط رهگذر | |

ابرهای همه عالم اگرببارند

گل های قالی جوانه نخواهندزد

این قانون زیر پاماندن است.

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:23توسط رهگذر | |

 

من آبادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن

بسوزان شعله ام کن در دهان شعله آبم کن

خوشاآن شب که باآهی بسوزم خودرا

خدایا ناگریزو زین تن خاکی شهابم کن

من ابادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن

اگرعاشق صادق نمی خواهی جوابم کن جوابم کن

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:22توسط رهگذر | |

 

نردبان این جهان ماو منی است        عاقبت این نردبان افتادنی است

 

لاجرم آن کس که بالاتر نشست          استخوانش سخت ترخواهد شکست

 

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:22توسط رهگذر | |

زشت و زیبایی من در قلم خلقت اوست

گرچه زشتم گرچه زیبایی تویادم کن

سیل اشکی راکه فردابرسرمزارم خواهی ریخت

امروزبالبخندی کوچک یادم کن

دسته گلی راکه فردابرسرمزارم خواهی گذاشت

امروزباشاخه گلی کوچک یادم کن

 

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:21توسط رهگذر | |

نازنینا:

 

ما به نازتوجوانی داده ایم 

باجوانان ناز کن

باما چرا؟

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت21:21توسط رهگذر | |

همه میگن تو منو دوس نداری . همشون پشت سر تو بد میگن


نمی دونن تو از اسمون میای . خودشون اهل یه دنیای دیگن


همه میگن اسمشه تو با منی . توی قلب تو یه کم جا ندارم


روی اسم تو باید خط بکشم . برمو چشماتو تنها بذارم


نمی دونن تو بهونه منی  . معنی شعرای عاشقونه ای


نمی دونن تو از اسمون میای . نمی دونن که تو دل نمیشکنی


تو رو با خیلی ها دیدن همشون . همه میگن بی وفایی می کنی


به منم میگن داری محبت رو . از چشای اون گدایی میکنی


اونا از چشمای تو بی خبرن . نمی دونن که نگات نفس داره


اونا غافلن که چشم روشنت . توی نور ماه نقره دست داره


همه می خوان که ازت دست بکشم . همشون بهم میگن دیوونه ای

 
نمیدونن تو بهونه منی . معنی شعرای عاشقونه ای

 

نمیدونن . نمیدونن

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت13:33توسط رهگذر | |