|
سلام به برو بچه های باحال و با معرفت ممنون که با نظراتتون وبلاگ منوتنها نذاشتین مدتیه سرم خیلی شلوغه شما ها منو ببخشین من میام ولی شما با نظراتون منو از تنهایی در بیارین فقط یادتون باشه زندگی و آدماش ارزش غم و ناراحتی و ندارن تا می تونین شاد باشین و بخندین
سلام به برو بچه های باحال و اهل حال حال واحوالتون؟خوبین؟خوشین؟سلامتین؟چه خبرا؟ بااجازتون می خوام دفتر غم وببندم و یه خونه تکونی اساسی تو وبلاگم راه بندازم بزنیم تو فاز خنده من به این نتیجه رسیدم که: مگه آدم چقدر می خواد زندگی کنه و جوون بمونه ؟این دنیا ۲روزه رو فقط بایدعشق وحال کرد هر کی هست بزنه قدش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وای باران.... باران شیشه ی پنجره را باران شست . از دل من اما... -- چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ... من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ... می پرد مرغ نگاهم تا دور ... پر مرغان نگاهم را شست خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم که در آن دولت خاموشیهاست. من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها میبینم و ندایی که به من میگوید : " گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است " دل من در دل شب خواب پروانه شدن میبیند
باید فراموشت کنم
من به اندازه شب هاي زمستان تنها
دليل اينکه آرومم اميد لمس دستاته شبیه حس پژمردن دچارشک وبي رنگي
پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است .
گفتم سلام گفتي برو قلبم واست جا نداره
گفت : مي خوام یه يادگاري بنويسم تا هميشه برات بمونه ... گفتم : كجا؟ گفت : رو قلبت ... گفتم : مي توني؟ گفت : آره زياد سخت نيست ... گفتم : بنويس تا براي هميشه بمونه ... يه خنجر برداشت ... گفتم : اين چيه؟ گفت : هيسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس . ساكت شدم ... گفتم:بنويس ديگه چرا معطلي ؟ خنجر رو برداشت و با قسوت تيز اون نوشت : دوستت دارم ديوونه !!! اون رفته خيلي وقته ... كجا ؟ نمي دونم . اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده
بر تن سجاده ی دیروز دو ركعت نماز عشق مانده است كه تو نخوانده بودی. این سجاده تا ابد پهن است رو به سوی قبله ی عشق تا دست های رو به آسمانت بماند در یاد این قبیله ی عشق بر تن سجاده ی دیروز حسرتی نهفته است حسرت اشك های تو در پیچ در پیچ كوچه های دعا حالا كه تو نیستی... سجاده مانده است و تسبیح و مهر و... خدا
باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
باید فراموشت کنم
سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه می بخشد sahar gahan ke shabnam ayati az pak boodan ra be gol ha arze midaram .-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-. toye vitrine zendegi be aroosaki negah nakon ke male to nist dar mehrbani hamchon baran bash ke dar tarannomash alafe harz va gole sorkh yekist . . . دل که رنجد از کسی . خورسند کردن مشکل است del ke ranjad az kasi , khorsand kardan moshkel ast
شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني ************** تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر ************** به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد ************** 1)صميمانه به مردم اظهار علاقه کنيد تا شما را دوست بدارند. 2) اگر شخصي در قلب خود به رفيقش احساس علاقه نمود بايد به او بگويد و او را از علاقه خود مطلع سازد. 3)خوشرويي وتبسم کينه توزي را از بين مي برد ************** در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم ************** این چه امد نی است که بعد از تولد باید انتظا ر مرگ را کشید. نفرین بر این زندگی ************** بغضم چه بیهوده در لابه لای قطره های باران پنهان می شود و من چه عمیق فکر میکنم که درختان ایستاده دعا میخوانند... ************** كاش كسي بود امشب با من كمي قدم ميزد... كمي شعر ميخواند و كمي حرف ميزد.. و من برايش درد و دل مي كردم و برايش اشك مي ريختم.. كاش كسي بود امشب و من برايش چاي ميريختم و او با لبخندي و نگاهي برايم دست تكان ميداد.... كاش كسي بود امشب... ************** هنوز گریه هات یواش یواشه هنوزم شوق دیدن سرجاشه هنوز قصه همونه که همونه آره آخرشو تقدیر می دونه بذار تا روی مهتاب پا بذارم می خواستم عشقو اونجا جا بزارم فرار از سکوت این ستاره که نور خوب چشماتو نداره نوشتم باز یک لب بسته نامه که عشقت آخرین حرف لبامه ************** مرگ سهم ماست می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد آه او آشناست می دانم ************** چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست ************** بین ما فاصله ای نیست بجز فراموشی... تو را به یاد خواهم آورد... تو را به یاد خواهم داشت... تو را هر شب در رویاهایم تکرار خواهم کرد... و هر روز صبح که بر می خیزم... گوشه ی لبم لبخندست... بین من و تو رازهای نگفته ایست... که هرگز به کلام نخواهم آلود...
طالع بيني ازدواج زن متولد تیر ماه متولد زن تير ماه بسيار باوفا، نجيب، صرفه جو و گاهي اوقات خسيس، در آشپزي مقداري قابل، در شبهاي مهتابي بسيار عاشق، و در دوران مادر بودن يك زن كم نظير است.او از انتقاد به شدت نفرت دارد و به معايب خود كمتر گردن مي نهد و پذيرا مي شود.در عرض ماه سه چهار مرتبه بد خلق و خوش خلق مي شود و گاهي قهر مي كند و در لاك خود فرو مي رود. اگر با شما دعوا و اوقات تلخي كرد،براي آشتي كردن هرگز پيشقدم نمي شود.در مقابل دختري كه در تير ماه متولد شده، مدت ها بلا تكليف خواهيد ماهد. و نمي دانيد كه يك موجود ساكت و سر به زير است و يا يك دختر پرخاشگر و به قول مشهور شهر آشوب، و عجيب آنكه تقريبا هرگز به اين راز پي نخواهيد برد. روزي كه هوا ابري و باراني است، اندهگين و كسل است، وقتي آفتاب از لابلاي ابرها بيرون آمد، كاري مي كند تا پا به پاي او غرق شادي بشويد.
طالع بيني ازدواج مرد متولد تیر ماه مرد متولد تير بسيار اخمو و ترشرو، بچه مسلك، تودار، زن دوست، همبازي بچه ها، عاشق نقاشي و بخيل و پول دوست مي باشد.اگر با يك مرد متولد تير ماه ازدواج كرديد، در مايه جهيزيه خود يك چتر هم حتما ببريد، زيرا در خانه شما يك روز هوا ابري است و يك روز باراني، در آنجا شما هم مي خنديد و هم گريه مي كنيد.مرد متولد تير ماه تا آخر عمر بچه مادر خود باقي مي ماند و سعي مي كند همسرش مانند مادرش باشد.او بدون شك استاد است و مي تواند طولاني ترين مطالب را در كوتاهترين جملات بيان كند. حواسش هرگز پرت نمي شود و از پرچانگي بيزار است و به دلايل نبايد انتظار داشته باشيد كه در جلسات اول آشنايي با شما اسرار را برايتان بازگو كند. مرد متولد تير نه تنها هرگز به كساني كه نمي شناسد، اعتماد نمي كند بلكه در زندگيش مطالبي وجود دارند كه هيچ وقت كسي به آن ها وقوف پيدا نخواهد كرد، حتي نزديك ترين دوستان ياهمسرش. شناختن او مستلزم صبر بسيار و زمان دراز است.
بگو در راه عشق ما چه باشد نقطه پایان نه وصل ما بود ممکن نه دل کندن بود آسان به امید چه بنشینیم که هر چه پیش رو بینیم سراب است و میان آن رهی دشوار و بی پایان فلک بر ما همی تازد جهان با ما نمیسازد دگر ما بر چه دل بندیم بگو دیگر عزیز جان مرا دردیست ازعشقت که بر اغیار نشد عنوان همان بهتر بسوزم زان غمت در خلوت پنهان بیا تا بشکنیم زنجیر سرد بیکسی ها را رها گردیم از این دوران سخت غربت هجران ز یک دست نازنین من صدایی برنمیخیزد بده دستی به دست من که بگریزیم از این زندان
اگر شهردار بودم..... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * از قلبم پرسیدم عزیزت کیه ؟ گفت اس ام اس بزن ببین کجا میره ! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گرچه دوست نمیخرد ما را به ریالی . ولی نفروشم تار مویش به جهانی * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اگه به من 60 ثانيه وقت بدي بگي بگو ميگم تو 10 ثانيه اول به يادم باش و50 ثانيه رو * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * از تمام دنيا فقط چشمهايت را خواستم آيا آسمان سهم زيادي از دنياست؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست اس ام اس های عاشقانه و ولنتاینی * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * عشق مطبوع ترين بخش زندگي است وازدواج فاني كننده ي آن است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * می توان در غربت داغ کویر گاه آن ابری که می بارید شد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * هر شهری یه شاهی داره و هر شاهی یه تاجی... پس ما شاه هستیم و شما تاج سر!! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بابا نظربدین خوب!!!!!!!!!!!!!!!
من نگویم که به درددلم گوش کنید بهترآن است که این قصه فراموش کنید عاشقان را بگذاریدبنالندهمه مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
در این خیمه شب بازی روزگار درست است من هم عروسک شدم درست است درسللک بازیچگان نمایان به صدرنگ ومسلک شدم سرنخ به دستان دراین صحنه ها نخ آویزذستان دیگر شدم تماشاگران راچه پنداشتی که مبهوت این گونه منظر شدند به بازیچه ودست ها بنگرید همه حکم برداریکدیگرند تماشاگران نیزبازیگرند ولی من از آن گونه بازیچه ها نبودم که بیهوده رقصان شوم سرنخ ندادم به دست کسی که ازرقص اوخودگریزان شوم تماشاگران جمله حیرانند ازاین رقص ونقشی که من داشتم دراین صحنه هاجامه ساده ای که بی رنگ ترشدداشتم چواین دید آن خیمه شب باز که تنها تماشاگرصحنه هاست فغان زدتوبازیچه کیستی که ازدیگران رقص ونقشت جداست به گفتم سرنخ مرادست توست نه دردست بازیگران دگر برای توتنهابرقصم ولی به آزادگی در جهان دگر
من پری کوچک غمگینی رامی شناسم که دراقیانوسی مسکن دارد ودلش رادرنی سبک چوبی می نوازد آرام آرام پری کوچک غمگینی که شب ازیک بوسه می میرد وسحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
پسرک در ساحل دریای خشک صدف های مرده را نخ می کردسرانجام روزی در صدای دریا غرق شد
گل سرخی به اودادم گل زردی به من داد ازتعجب تمام وجودمسردشدبا غصه ازاو پرسیدم مگرازمن نفرت داری؟! بامهربانی گفت:نه!!باورکن چون دوستت دارم نمی خواهم وقتی از من متنفرشدی خودت را برای پیداکردن گل زرد به زحمت بیندازی!!!!
ابرهای همه عالم اگرببارند گل های قالی جوانه نخواهندزد این قانون زیر پاماندن است.
من آبادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن بسوزان شعله ام کن در دهان شعله آبم کن خوشاآن شب که باآهی بسوزم خودرا خدایا ناگریزو زین تن خاکی شهابم کن من ابادی نمی خواهم خرابم کن خرابم کن اگرعاشق صادق نمی خواهی جوابم کن جوابم کن
نردبان این جهان ماو منی است عاقبت این نردبان افتادنی است لاجرم آن کس که بالاتر نشست استخوانش سخت ترخواهد شکست
زشت و زیبایی من در قلم خلقت اوست گرچه زشتم گرچه زیبایی تویادم کن سیل اشکی راکه فردابرسرمزارم خواهی ریخت امروزبالبخندی کوچک یادم کن دسته گلی راکه فردابرسرمزارم خواهی گذاشت امروزباشاخه گلی کوچک یادم کن
نازنینا: ما به نازتوجوانی داده ایم باجوانان ناز کن باما چرا؟
همه میگن تو منو دوس نداری . همشون پشت سر تو بد میگن نمیدونن . نمیدونن
|
About![]()
. .•*.. ..*•. .•*.....تنها.... •*.. ..*•. .•*..
Home
|